تبليغاتX
سورنا
سورنا
سه شنبه یکم آبان 1386
تو را به اجباری ...منی که عاشقت اختیاری

به گفته ی یکی از اساتیدم دیگر با نام خودم می نویسم !

دارم زود به روز می شوم شاید ! لطفا کار جدید را بدون هیچ گونه تعارفی نقد کنید

 

تو سرباز

من سر بار

نسبت من وتو به بلانسبت برمی گردد

این حرف ها تفی است سربالا

تحفه ی درویش !

روی پای خودم می ایستم ....پای تو می ایستم !

بگذار

با این رکود عشق رکورد بزنند

با قرار و مدارهایی که گذاشته شد

مدارا کن !

زندگی ات را بست بنشین

تا نزنند

(رو دست نزنند

دست رد نزنند )

این قائله کی ختم به خیر می شود؟

من از قافله عقب افتاده ام ....

و جوابهای دندان شکن

کمرم را می شکنند

دیگر با روزی کردن روز/ نامه هایت ...

 

رسانه

به فریادم برس

من هنوز نارسم

و چشم سبزتر از همیشه

پیراهن های پاره شده ام را

تقدیم عصا سفیدها می کنم !

یکی صدای مرا اکو کند

در قانونی که من  تو را باختم

فشنگ می بردت!!!

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:33 توسط : لیلا حکمت نیا

RSS