تجربه ثابت کرده است ! که دو شعر در یک پست مساوی است با سوخت یکی از شعرها .. اما مرا که می شناسید -می شناسید ؟
حس می کنم باید پشت پا بزنم به این آسیاب که هنوز نچرخیده تا موهایم را سفید کند .
دو شعر برای تو تا خلفش را ثابت کنی ...
از این ها که بگذریم من اردبیهشت را دوست دارم !...مگر اینکه خلفش ثابت شود .
البته من خوب می دانم قضییه ها همیشه آن طور که فیثاغورث می گوید نیست ...
و شعری که متولد 1386 است یک سال که تا همین چند وقت پیش قدیمی نبود !
(1)
با هم بدويم چه ؟
پاي من به گرد تپش اسماني كه به من رسيد، نمي رسد؟
از من با تعبيري كه انگار تازه خواب مي بيني... ببين!
از روده هاي تو هيچ جاده اي كه راست تر نمي پيچد.
لعنت به هر چه ريشه كه تا سرم دويده است خون.
و من هنوز ...
جواني نمي كنند اين قرص هايي كه از دنيا سيرند بايد دنبال مقصر بگردند.
دنبال علت بگرد! درست توي همين پاگردي كه معلول خستگي من است.
سه شنبه دم مي زنم ميان استكاني چاي ... از تو
سه شنبه را از هر طرف بخوانم تشديد ندارد كه نمي شود
به چي دامن مي زني؟
صدا در گلوي من كوتاه تر از اين ديوار گوش در آورده ــــ بپر!
خجالت ندارد ... ديوار ديوار خراب شو! حاشا قد بلندي دارد.
گيرم كه آن روي سكه را هم بالا بياوري: ليلا ـ ليلا ، برابريم.
مجنون ارزاني خودتان از اين طناب تا هر كجا كه نگه داري پياده مي شوم.
(2)
تقصير من نيست ليلا !
بر عكس من اين آلبوم اصلا حضور ندارد بي تو.
و باغچه اي كه مثل بيد...
بگذار اسم من پشت مجنون را بلرزاند عزيز!
علف كه هميشه ي خدا مي شود
اين بار با سايز تو ، كفشي داري؟
از اين دست تا كبودي ِ پاي چشم من ! بگذار رد شوم .
(كتري از سر آشپزخانه هم بريد .... باخت ؟)
اگر اين راه از چاله به چاهم بكشد
باز پيراهنم از چشم پدر كور مي زند
خودم را به آن راه نزده چه چيز ها كه نمي بينم.
وزنم حلال ... شعرم آزاد !
توي بي وزني گم مي شوم ... باور كن!
U--U
حالا صد سانت پیرتر شده ام كه از تو بالا بزند
كفن دارم ، گورم اگر نشانه برود خودت را گم خواهي كرد !
خنجر از پشت سرت رگ به رگ مي شود ــ از اين تيغ بگذر!
صفت هاي مغلوب به دنيا قالبم كردند ... حيف!
نشانه اش دلِ تو !
تا به من مي رسد مي تپد... اسمان
از عصر غارنشيني ِ چشمت كبوتري پر نمي زند ؟ بپرم !
بگو از اين دريا ....چند ماهي به آب بزند .... شاعرم ؟!!!
دوستان ، شاعران و منتقدان گرامی :
وب سایت سورنا در نظر دارد به منظور ترویج "نقد " شعر بعد را با نقد درج نماید لذا از شما استاد گرامی تقاضا می شود همین جا کامنت بگذارید تا شعر را برایتان بفرستم .
----
یک شعر منتشر نشده از لیلا را در وبلاگ مارال بخوانید ( با سپاس از آقای علیرضا ذیحق )- این شعر در پست بعد درج خواهد شد
آقای حمیدرضا اکبری مرا به شروه نوشته ها مهمان کرد .با سپاس
ممنون از تمام دوستانی که نقد فرستادند در پست بعد وب سایت سورنا درج خواهد شد منتظر نقد ارزشمندتان هستم .
نگاهی به آخرین شعر لیلا حکمت نیا نوشته آقای بهمن ارجمند
شماره ی سوم آدم برفی ها و شعر من
زوایای پنهان در شعر لیلا حکمت نیا/ یادداشتی از آقای علیرضا ذیحق
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:55 توسط : لیلا حکمت نیا

