تبليغاتX
سورنا
سورنا
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
کاریکلماتور


قرار بود من حوا شوم تو آدم
....
من حواشدم
ولي تو ....نه
نه تو آدم بشو نيستي
ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:20 توسط : لیلا حکمت نیا
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
برای تو می نویسم


تقدیم به کسی که خودش هم خوب می داند چقدر دوستش دارم
داداش عزیزم اسماعیل

صبح ،ساعت،پنچ،بغض،سکوت ،باید رفت
شکست،بلند ،هق هق ،انتظار،اسماعیل ،باید رفت
کوچه،سوز ،سرد،صدا،مرد،گریه
گم،تنها،غریب،بی کس ،....،باید رفت
زنگ ،در،سلام،سوال،نمی آیی
آماده،ساک،دست،سرد،باید رفت
بابا،کوچه،اسماعیل،گریه،مردانه
من،بغض،امان،خدا،پشت در، باید رفت
آیینه،ایه،قرآن،آب،زود می آیی
باور،دروغ،خواب،نه،بیدار،باید رفت
الو، سلام، اراک ،جهنم سبز، 40 ،اسماعیل
گروهان ،نمی دانم، پسر، سخت ،باید رفت
موتور، بوق ،در؛ نه ،نیست، او
من، نرو ،آخ ،خدا، صبر، .......باید رفت
اتاق ،خالی ،گیتار؛ خاطره، اسماعیل
عکس، دیوار، دلم ،بغض، نه، زار، باید رفت
پاسگاه ،لعنتی، بی تو ؛گور، می فهمی
باور، خدا؛ دروغ ،خواب ،نه، بیدار ،باید رفت

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:31 توسط : لیلا حکمت نیا
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386
حادثه عشق

حادثه عشق
چشمای تیره دنیا باز دوباره تر شده
موقع ما که رسید گوش زمونه کر شده
هیچکسی نیست بشینه حرفامونو گوش بکنه
کاش می شد که دلهامون غمو فراموش بکنه
با آتیش این واون سوختیم و هی دم نزدیم
چشمامونو باز به هم دوختیم وهی دم نزدیم
غم به زخمای دلامون می پاشه نمک نمک
فریاد ما رو اینجا کسی می شنوه کمک کمک
کی میاد دست ما رو به مهربونی بگیره
واسه این حرفا دیگه خیلی دیره خیلی دیره


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:38 توسط : لیلا حکمت نیا

RSS