قرار بود من حوا شوم تو آدم
....
من حواشدم
ولي تو ....نه
نه تو آدم بشو نيستي
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:20 توسط : لیلا حکمت نیا
صبح ،ساعت،پنچ،بغض،سکوت ،باید رفت
شکست،بلند ،هق هق ،انتظار،اسماعیل ،باید رفت
کوچه،سوز ،سرد،صدا،مرد،گریه
گم،تنها،غریب،بی کس ،....،باید رفت
زنگ ،در،سلام،سوال،نمی آیی
آماده،ساک،دست،سرد،باید رفت
بابا،کوچه،اسماعیل،گریه،مردانه
من،بغض،امان،خدا،پشت در، باید رفت
آیینه،ایه،قرآن،آب،زود می آیی
باور،دروغ،خواب،نه،بیدار،باید رفت
الو، سلام، اراک ،جهنم سبز، 40 ،اسماعیل
گروهان ،نمی دانم، پسر، سخت ،باید رفت
موتور، بوق ،در؛ نه ،نیست، او
من، نرو ،آخ ،خدا، صبر، .......باید رفت
اتاق ،خالی ،گیتار؛ خاطره، اسماعیل
عکس، دیوار، دلم ،بغض، نه، زار، باید رفت
پاسگاه ،لعنتی، بی تو ؛گور، می فهمی
باور، خدا؛ دروغ ،خواب ،نه، بیدار ،باید رفت
حادثه عشق
چشمای تیره دنیا باز دوباره تر شده
موقع ما که رسید گوش زمونه کر شده
هیچکسی نیست بشینه حرفامونو گوش بکنه
کاش می شد که دلهامون غمو فراموش بکنه
با آتیش این واون سوختیم و هی دم نزدیم
چشمامونو باز به هم دوختیم وهی دم نزدیم
غم به زخمای دلامون می پاشه نمک نمک
فریاد ما رو اینجا کسی می شنوه کمک کمک
کی میاد دست ما رو به مهربونی بگیره
واسه این حرفا دیگه خیلی دیره خیلی دیره